خیاط جوانی میشنود که پادشاه جایزه ای بزرگ برای ماموریتی خطرناک تعیین کرده. نصف پادشاهی و ازدواج با دخترش را در مقابل گرفتن دو غول شروری که در جنگل زندگی میکنند. او زندگی ساده و فقیرانه را رها میکند تا برای رسیدن به این جایزه فوق العاده به دنبال بخت و اقبال خود برود...