کتاب رمان ثمره انتظار نوشتهی مریم ثروت، داستان دختری را روایت میکند که از کودکی به نام پسر عمهاش شده است. میثاق یک سالن زیبایی اندام دارد و عاشقانه ثمره را دوست دارد. این در حالی است که ثمره میثاق را به عنوان پسر عمه دوست دارد نه یک عشق... .
در بخشی از کتاب رمان ثمره انتظار میخوانیم:
کولهی ورزشیِ رو دوشیمو از این شونه به اون شونه میکنم صدای سوت و یه متلک
– (ماشالله)
سرمو برمی گردونم دوباره یه پسر ریزه میزهی دیگه و یه متلک دیگه
– (مرسی هیکل)
اعصابم بهم ریخته بود.. اگه میثاق منو میدید چی؟؟ حتما دوشقّهام میکرد…. دوباره یه پسر دیگه که از قصد داشت تو شیکمم میاومد.
آشغالها…. آخه به تیپ من میخوره که اینکاره باشم؟